4_ قضاوت قطعی درمورد رجعت افراد
درمورد رجعت افراد به دو طریق درروایات اشاره شده است ، گاهی اسامی آنها ذکر شده است مثل « ابا دجانه » ، « مقداد[1] » و . . .گاهی به اوصاف آنها اشاره شده است مانند : « من مَحّض الایمان محضا[2] » . اسامی افراد اگر شناخته شده باشد ، مانند موارد مذکور ، جای تردید وابهام ندارد اما درمورد اوصافی که بیان شده است نمی توان هیچ فردی را بطور قطع ازمصادیق آن بیان نمود، البته براساس ظاهر افراد میتوان قضاوت احتمالی نمود وفردی را مؤمن محض تصور کرد ، ولی باید بپذیریم که اوصافی مانند « ایمان » ، باورهای درونی است که غیر ازخود فرد ، وخداوند کسان دیگر نمیتوانند ازحقیقت آن اطلاع داشته باشند ، مثلا فردی را که براساس ظاهر ، آدم مؤمنی تصور میکنیم ازکجا بدانیم که صفات ناشایست درونی همچون : بخل ، حسد، سوء ظن ، نفاق و . . . در وجود اونباشد ؟ وهمچنین از کجا بدانیم که رفتارهای او در خلوات ، مثل روابط اخلاقی با خانواده ، منطبق بر مبانی شرعی بوده است ؟ بی اطلاعی ازخصوصیات درونی ومعنوی افراد اقتضامیکند که باید قضاوت خودرا بر اساس ظواهر محدود نمائیم وهیچ وقت ادعا نداشته باشیم که قضاوت ما با واقع و نفس الامر منطبق است . حال که اینطور است ، برای اینکه بتوانیم درمورد رجعت افراد ، حکم قطعی نمائیم باید درمورد ایمان آنها بتوانیم حکم قطعی صادر کنیم ، چون ازحقیقت ایمان افراد ، فقط خداوند اطلاع دارد ، درمورد رجعت قطعی افراد هم فقط خداوند اطلاع دارد.البته ما می توانیم با توجه به اوصاف ظاهری افراد ، اظهار نظر داشته باشیم ولی یادمان باشد که نمی توان بطور قطع، دراین مورد چیزی بگوئیم بلکه براساس ظاهر افراد و با فرض احتمال اشتباه ، نظر خودرا بیان نمائیم .
5_ رجعت کنندگان ازکدام محدوده جغرافیایی جهان امروز است؟
کسانی که اسامی آنها در روایات ، جزو رجعت کنندگان ذکر شده است ، محلی که آنها درزمان حیاتشان زندگی میکرده است مشخص است . اما آنانی که فقط اوصافشان ذکر شده است باتوجه به وضع جغرافیایی امروز ، درصورت داشتن شرایط ، از هرجای دنیا می توانند باشند ، زیرا اولا : درعصر حاضرجابجائیها بسیار سریع صورت میگیرد ، کسی که امروز ازنظر ملیت « یمنی » حساب میشود ومسلمان است ، هفته بعد ممکن است ازنظر ملیت ، « اسپانیائی » محسوب گردد ومی توانیم بگوئیم کسانی از اسپانیای فعلی ، جزو رجعت کنندگان است . ثانیا : اطلاعات ومعارف بشر به سرعت درحال تغییر است ، کسی که امروز « ملحد » است ، ساعت دیگر شاید « موحد » باشد ، به همین دلیل می توان احتمال داد : ازکشورهائیکه امروزه درزمره غیر مؤمنان است درعصر ظهور کسانی رجعت نمایند چون درآینده آنها غیر مؤمن به حساب نمی آیند . ثالثا : محدوده های جغرافیایی درحال دگرگونی است ، ممکن است درعصر ظهور بخشی ازسرزمینهای اسلامی درآنطرف دنیا قرارداشته باشد .
نتیجه آنکه : بسیار مشکل است که بطور قاطع ، رجعت کنندگان را به جغرافیای خاص ، محدود کنیم و بر اساس واقعیتهای امروز ، نسبت به حقایق عصر ظهور نیز قضاوت کنیم . لازم است فرضیه های مختلف را ، درصورتیکه منع عقلی یا نقلی نداشته باشد ، از ذهن دور نداریم البته شرط اصلی آن ، ایمان خالص است نه ملیت و نژاد وزبان .
6_ ادیان توحیدی دیگر وحضرت مهدی (ع)
مامعتقدهستیم که حضرت مهدی (ع) همان منجی است که در ادیان توحیدی دیگر مانند یهود ، مسیح ، زرتشت و . . . بشارت داده شده است[3] . ازطرف دیگر ، یاران امام زمان (ع) دوگونه است : یکی یاران ظاهری که ما هم میشناسیم و به ظاهر ، دوستدار آن حضرت است مثل جوامع شیعه نشین . دوم یاران واقعی ، که ما ازآنها اطلاع نداریم و درمکانهای مختلف ودرعصرهای متفاوت ، بین مردم مخفی بوده است ، وشیعه واقعی هم ، آنها ست ، اگرچه ممکن است با نام یا مذهب دیگر ، معروف باشد . باتوجه به دومطلب فوق ، اگرپرسیده شود که : یاران مهدی (ع) ، یا رجعت کنندگان عصر ظهور ، پیرو ظاهری کدام دین ، از ادیان زنده امروز دنیا می توانند باشند ؟ اینگونه جواب میدهیم که : درهریک از ادیان موجود دنیا ، احتمال دارد یاری ازیاوران مهدی (ع) ، و رجعت کنندگان عصر آن حضرت وجود داشته باشد ، زیرا ما از شناسائی دوستان حقیقی آن حضرت عاجز هستیم .
ازطرف دیگر، افراد زیادی قرنها ست که در ادیان دیگر، منتظر منجی هستند ، ازآنجائیکه طبق عقیده ما ، منجی آنان ، همان مهدی موعود (ع) است ، چگونه ممکن است پس ازسالها انتظار ، امام زمان (ع) همه آنهارا ازفیض محبت خود محروم نماید واین افتخار را تنها بنام یک منطقه یا ملت ، یا دین خاص ختم نماید؟ البته شرط اصلی آن ، داشتن ایمان خالص است .
7_ آیا ادیان توحیدی دیگر می تواند « مؤمن خالص » داشته باشد؟
ویژگی اصلی یاوران حضرت مهدی (ع) و رجعت کنند گان عصر ظهور ، این است که دارای ایمان خالص هستند[4] . اگر بخواهیم بدانیم که آیا درمیان ادیان زنده دیگر نیز یاوران مهدی (ع) وجود دارد یاخیر ؟ ابتدا باید به این پرسش پاسخ دهیم که آیا درمیان ادیان زنده دیگر ، مؤمن خالص ، قابل تصور است یاخیر ؟
پاسخ این سؤال برمیگردد به اینکه معنای « مؤمن » چیست ؟
واژه « مؤمن » در بردارنده سه ویژگی است : کسی که خدای واحد را بپرستد . اعمال دینی خودرا انجام دهد . به پیغمبر اسلام ایمان داشته باشد.
باتوجه به تعریف فوق ، چگونه ممکن است هم پیغمبر اسلام را قبول داشت وهم متدین به دین دیگر بود؟ فرض این مسئله به این صورت است که اگردرمیان ادیان توحیدی دیگر افرادی باشند که بعد ازتحقیق ، بازهم حقانیت دین اسلام برآنها روشن نگردد و بردین خود باقی بمانند یا اینکه اصلا اطلاعی ازدین اسلام نداشته باشند ، ولی به وظایف دینی خود عمل نمایند ، میتوان آنهارا « مؤمن واقعی » نامید . با فرض مذکور ، محال نیست افرادی را تصور نمائیم که مسلمان اصطلاحی نامیده نشوند ولی مؤمن واقعی باشند همانطوری که درقرآن کریم نیز به آن اشاره شده است :
إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ الَّذینَ هادُوا وَ النَّصارى وَ الصَّابِئینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ[5]
( در حقیقت، کسانى که [به اسلام] ایمان آورده، و کسانى که یهودى شدهاند، و ترسایان و صابئان، هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان داشت و کار شایسته کرد، پس اجرشان را پیش پروردگارشان خواهند داشت، و نه بیمى بر آنان است، و نه اندوهناک خواهند شد. )
8_ آیا « هوگو چاوز » از رجعت کنندگان است ؟
برای اینکه احتمال رجعت را در مورد « هوگوچاوز » مطرح کنیم یا بتوانیم ایشان را از یاوران حضرت مهدی (ع) بدانیم باید مقدمتا به سؤالات زیر پاسخ دهیم :
الف _ آیا « هوگو چاوز » مؤمن خالص بود ؟
قبلا گفتیم که نسبت به پیروان ادیان توحیدی دیگر، تنها در دو صورت میتوان « مؤمن خالص » راتصور کنیم : اول اینکه بعد ازتحقیق ، بازهم حقیقت دین اسلام برایشان روشن نشود . دوم اینکه اصلا اسمی ازدین اسلام نشنیده باشد. اما درمورد « هوگو چاوز » هردو فرض مزبور منتفی است ، زیرا ایشان هم ازظهور دین اسلام آگاهی داشت وهم امکان کشف حقیقت برایش فراهم بود. واگر فرض کنیم که بعد ازتحقیق فراوان ، حقانیت دین اسلام برای ایشان روشن نشده است ، این نظریه منافات دارد با بعض گفته های ایشان درمورد امام رضا (ع) وحضرت مهدی (ع). دراین صورت سؤال بعدی زیر مطرح میشود:
ب _ آیا « هوگو چاوز » مسلمان بود ؟
اگر بپذیریم که « هوگو چاوز » مسلمان شده است ، آیا میتوان مسلمانی را که نماز نمیخواند « مؤمن خالص » بدانیم تا بتواند ازیاران حضرت مهدی واز رجعت کنندگان باشد ؟ مطمئنا کسیکه نماز نمیخواند نمیتواند از « مؤمنان خالص » محسوب گردد ، وکسی که مؤمن خالص نباشد نمیتواند ازیاران مهدی موعود واز رجعت کنندگان درعصر ظهور باشد. تنها دریک فرض میتوان « هوگو چاوز » را ازیاران مهدی (ع) دانست وآن اینکه : « هوگو چاوز » مسلمان بود ، پیمبر اسلام (ص) را قبول داشت ولی اسلام خودرا کتمان[6] میکرد وفرصت فراگیری نماز وفروع دین برایش فراهم نشده بود . والله العالم
[1] _ الإرشاد ، شیخ مفید ، کنگره شیخ مفید ، قم 1413 ، چاپ اول ، ج2 ص386
[2] _ بحارالانوار، مجلسی ، دارالکتب الاسلامیه ، تهران ، 1363، چاپ سوم ، ج53 ص39
[3] _ مهدی موعود ، ترجمه جلد51بحارالانوار ، علی د وانی ، دارالکتب الاسلامیه ، تهران، 1378، چاپ 28 صفحه 178
[4] _ بحارالانوار، مجلسی ، دارالکتب الاسلامیه ، تهران ، 1363، چاپ سوم ، ج53 ص39
[5] _ بقره 62
[6] _ همانطوری که درقرآن کریم سوره نحل آیه 106 به کتمان ایمان اشاره دارد